خرید بک لینک

یادداشتی بر مجموعه داستان کوتاه نگهبان تاریکی

نگهبان تارکی
مجید قیصری چاپ دوم 1394
نگهبان تاریکی مجموعه ای متشکل از نه داستان کوتاه است با زاویه دید عمدتا اول شخص. داستان ها شبیه خاطرات هستند و چه بسا با الهام از خاطرات رزمندگان نوشته شده اند و همین آنها را باور پذیر کرده است. نثر داستان ها صمیمی است وگاهی اصطلاحات روزه مره محاوره ای در آنها به کار رفته تا مخاطب را به قلاب بیاندازد و از عهده این کار برآمده است. سوژه ها اگر چه متفاوت ولی در یک چیز کنار هم قرار گرفته اند و آن دنیائی است که اشخاص داستان را به هم پیوند می دهد. دنیای که در ارتباط با انسان ها، افکار و امیال انسانی است که در موقعیتی غیر انسانی(جنگ) قرار گرفته اند. اینکه زمانی در نقطه ای از این سرزمین نبردی روی داده است چه وقتی که از آن دور می شویم ( نگهبان تاریکی ) چه وقتی در بطن آن قرار داریم ( کی اولین شوت رو می زنه) چه وقتی راوی از آن سوی مرز آمده ( آتش) همه داستان ها وجه انسانی دارند، اشخاص داستان به قهرمان تبدیل نشده اند و هیچ کس آنقدر که معمول است به ضد قهرمان تبدیل نشده است...
داستان کوتاه نگهبانی در تارکی تنها اثر مجموعه است که به زبان راوی اول شخص روایت نمی شود، با اینحال روایت درونیات مردی است که بین خاطرات گذشته و اکنون خود مردد است. اکنونی که در آن سوی مرزهای که از آن دفاع می کرده در مواجه با یکی از آنهایی که به جبر جنگ با آنها جنگیده روی می دهد و او نمی داند چه حسی باید نسبت به دشمن دیروز داشته باشد.
نگهبانی در تارکی ایستاده است، نگهبانی در مرز مسافران را تفتیش بدنی کرده است، آیا همان نگهبانی است که تفنگ به دست می گرفته و برادر راوی را شهید کرده است، آیا این همان نگهبانی است که در اولین مواجه پیش از این، اگر تفنگی دست راوی بود چاره ای نداشت جز شلیک کردن به او، آیا این همان نگهبانی است که اگر شلیک نمی کردی او شلیک می کرد ... اما حالا در تاریکی ایستاده، گاهی قدم می زند ، نگهبانی هتل محل اقامت راوی را می دهد و لابد ترس هم برش داشته است و اگر سیگاری باشد، اگر همدمی باشد از این ترس در می آید.
همان طور که اشاره شد داستان های مجموعه در یک چیز مشترک هستند و آن انسانی بودن است اینکه بتوان از گلوله و تفنگ و خمپاره عبور کرد و در دل جنگ به نارنجکی رسید که پرتاب نمی شود، به آبی که نگهبانی نمی شود و خوردن از آن برای هر دو طرف آزاد است، نشان وجه انسانی داستان ها ست.
بر خلاف انسانی بودن داستان که می توان گفت یک سر و گردن بالاتر از داستان های دیگر قرار گرفتند سادگی متن و نوع روایت چسبیده به زمین باقی مانده ، نویسنده نمی خواهد و نخواسته است داستانی بنویسد که از نظر نثر یا سبک تصنعی به نظر برسد و تلکف را به نثرش راه نداده، همان طور نوشته که می نویسیم، که رزمندگان خاطرات خود را تعریف می کنند: ساده ، صمیمی و بی تکلف.

برچسب: نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 22:55

صفحه بندی