انجمن ادبی باور برگراز کرد.
روز شنبه بیست و ششم مرداد نودو هشت با حضور جمعی از علاقمندان رمان «من سلاخ نیستم»جمع خوانی شد. این رمان نوشته الهام سیدحسینی است و در 112 صفحه توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
بخش های از رمان :
آرایشگاه خلوت بود. سه تا آرایشگر داشتند روی موهای یک نوریخته کار می کردند. قسمتی از جمجمعه نو ریخته شیشه xadائی بود می شد داخل سرش را دید. گردوی مغزش را دید.
سلمانی من جوان خوش تیپی بود آنقدر خوب روی صورتش کار کرده بود که نمی شد گفت یک نوریخته است ولی شک ندارم پوست روی گونهxadا ش را از یک نژاد سرخ پوست گرفته بود، موهایش هم مطمئنا آفریقائی بود. زیر لب آواز می خواند و سرم را به این ور و آن ور می چرخاند. یک مرتبه نگاهم توی آیینه افتاد به تصویر سالوادور دالی که پشت سرم به دیوار آویزان بود و من می توانستم تصویر آینه xadای نیم رخش را ببینم. نمی شد نوریخته ای را دید و به دالی ادای احترام نکرد با آن نقاشی xadهای فوق العادهxadاش که الهام بخش همه ما بود البته من پیکاسو را بیشتر دوست دارم فکر می کنم نوریخته ها تصاویر تابلو های او هستند که جان گرفتند و دارند در بین ما زندگی می کنند.. ولی سالوادور دالی هم زحمات زیادی کشیده بود با آن سبیل های دراز و منحصر به فردش.
برچسب:
نویسنده: کوروش توکلی